Tuesday, April 22, 2003

به دختر کوچولوی Down Syndrome
که ه�ته ای دوبار به دیدنم می آید

با آن چشمهای مورب
پیوسته مرا می نگری
با آن معصومیت ابدی
با ایما و اشاره حر� میزنی
حر�ت را نمی �همم
برمی خیزی
و با آن زبان نا گویا
باز هم اصرار می کنی
این بار انگار می �همم
پا بلندی می کنی و
مرا می بوسی
گونه هایم خیس می شود
اسباب بازی دلخواهت را به تو می دهم
وتو
لبخندی می زنی
کاش زبانتان را می �همیدم

Saturday, April 19, 2003

ندانستم
پروانه ای را که در این سپیده دم
بدنبالش می دویدم شب پره ای بیش نبود
شب پره تاریکی

Tuesday, April 15, 2003

یک انسان میتواند آزاد باشد ,ولی بزرگ نباشد
اما هیچ انسانی نمیتواند بزرگ باشد وآزاد نباشد
جبران خلیل جبران

Saturday, April 12, 2003

اولین شاعر جهان حتما بسیار رنج برده است
آنگاه که تیروکمانش را کنار گذاشت وکوشید
برای یارانش آنچه را که هنگام غروب خورشید
احساس کرده,توصی� کند
نامه های عاشقانه یک پیامبر -جبران خلیل جبران

Thursday, April 10, 2003

تولدم مبارک

Tuesday, April 08, 2003

موهبت حضور تو
از بوی دلاویز سیب خوشتر است
چرا در هیاهوی اینهمه شکو�ه
تردید می کنی

Wednesday, April 02, 2003

امان از مهمانداری
امان از بی اکانتی ...

"برای آنکه کمی,حتی اگر شده کمی زندگی کرد,دو تولد لازم است
تولد جسم و سپس تولد روح
تولد اول بدن را به این دنیا می ا�کند و تولد دوم روح را به آسمان می �رستد
تولد دوم من زمانی بود که تو را دیدم."
کریستین بوبن - از متن کتاب �را تر از بودن